سیستم RSS
پیگیری اخبار سایت توسط سیستم RSS.
rss1.0
rss2.0
rdf
داستان - محمد مقدم
mohamad_moghadam2.jpg
مرد آرام و خواهرش، و حلزون ها در اتاق


هفته سوم بود که پنجه های خون روی دیوار نوزده تا مانده بود. خواهرش می ترسید دیگر نگاهش کند. حلزون های داخل شیشه خنکای دم صبح که میشد می آمدند از خانه هاشان بیرون شاخکشان را در می آوردند می جنباندند. قبل ترها ان ها را میگرفت آرام روی دستش با انگشت به نوک شاخک هاشان میزد شاخک هاشان را می کردند تو آرام باز بیرون می آوردند.


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 10 دي 1388 - 02:34:33 | خواندن/ارسال نظرات: 7 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
مصاحبه - علي باباچاهي
0a1ed047db2ea6fdb46afa642d82ecf1.jpg




روحيه­ام خيلي تغزّلي است

مصاحبه با علی باباچاهی
مصاحبه­گر: ليلا اکرمی

س: سلام استاد! مي­خواستم قبل­از اينکه به سؤالات اصلي برسيم کمي راحت­تر شروع­کنم و دلم مي­خواهد راحت­ترهم به­پايان برسانم، پرداختن­به مسائل تئوريک بماند براي ميانه­ي مصاحبه. مي­خواستم بپرسم وقتي مي­آمديد اينجا چه­حسّي داشتيد؟ گفتيد حال چندان­خوشي نداشتيد ولي در­کل چه­شد که دعوت ما را پذيرفتيد؟ آيا همه­چيز سماجت من بود؟ اصلاً پيگير اين هستيد که بچّه­هايي که در­اين جريان کار مي­کنند نظر شما را هم بدانند و به­قول معروف صدايتان را به گوش آنها هم برسانيد؟
ج- اجازه بدهيد اين­طور شروع­کنم در­واقع اين حس يا انگيزه فعلاً در من وجود­ندارد


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 06:31:16 | خواندن/ارسال نظرات: 2 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
مصاحبه - شهرنوش پارسی پور
shahrnoosh-parsipoor.jpg

(بازخوانی خلاصه­ای از برنامه­ی شهرنوش پارسي ­پور در «رادیو زمانه» پیرامون مجله­ی «همین فردا بود»)

قسمت اوّل:
غزل پست ­مدرن، نشريه‌ای طناز 
می‌خواهم درباره­ي يک نشريه‌ی بسيار جالب براى شما بگویم. فصل‌نامه «غزل پست مدرن» به دست من رسيد که عنوان کلّى آن «همين فردا بود» است که کمى عجيب به­نظر مى‌رسد. صاحب­امتياز آن کانون ادبى دانشگاه علوم پزشکى مشهد، و مدير­مسوول، فاطمه اختصارى، و سردبير سيد­مهدى موسوى است.

[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 05:16:14 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
داستان - آناهيتا اوستايي
avestaee.jpg


تبلیغی برای خودکار بیک یا در مسلخ عشق

آقای دکتر پشت میزش نشسته بود و آخرین چای روز کاری‌اش را
می‌نوشید. به منشی‌اش گفت: «بعدی»
Narrator : آقای دکتر حسین ب. سی و هشت ساله متولد فرانکفورت است. او
چندان به زبان فارسی مسلط نیست. زندگی ساده و آرامی را در کنار پدر ایرانی‌اش
در تهران می‌گذراند. عضو انجمن حمایت از حیوانات فرانکفورت است. تا شش ماه
دیگر به منشی‌اش علاقه‌مند می‌شود و تا حدود یک سال دیگر با او ازدواج می‌کند.


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 04:56:48 | خواندن/ارسال نظرات: 3 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
طنز - ابن محمود


اِعمال قانون و غزل پست­مدرن

[بیرونی. بزرگراه تهران ـ‌‌‌ کرج]
افسر گشت نامحسوس در برابر دوربین، یک خودرو خطاکار را متوقف کرده و دارد با
پسر جوانی که دستپاچه هم هست، گفتمان انتقادی می‌کند.


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 04:45:06 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
طنز - بولفضول الشعرا
دو غزل پوست مدرن

غزل پوست
مدرن ۱

تـــــو تلپ  مــــن تلپ ته  کافــه ، عطـــــــــر یک بوسه در جوارح من
تق تق ضربه­ای به درب موال، اِهه1... تو - بعد لحظه ای - اِهه... من!
 -مرگ بر موش!
 - مرگ موش کجاست؟
 منم آن موشکی که می­مرگم


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 04:38:55 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
خوانش - سمانه نائيني
samane-nainy1.jpg

شعري از سمانه نائيني جهت خوانش


شكوه
بردگيم را ببار بر باران
كه من غريبم و از من غريب‌تر، باران
از آسمان هم غير از بلا به ما نرسيد
درخت تب زده را مي زند تبر/ باران


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 04:30:49 | خواندن/ارسال نظرات: 3 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
خوانش - فاطمه اختصاری
ekhtesari.jpg

خوانش شعري از سمانه نائيني

ارزيابي مردان به­عنوان متجاوزان بالفطره

من: «چيزي كه سخت است شروع است!»
استراگون: «از هرچيزي  مي­شود شروع كرد.»
من: «بله! امّا بايد تصميم گرفت.»
استراگون: «درست است!»
من:  مي­خواهم شعري از سمانه ناييني را نقد كنم.
استراگون: «چه اهمّيتي
دارد چه كسي سخن مي­گويد!»


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 04:18:44 | خواندن/ارسال نظرات: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
خوانش - محمد حسيني مقدم
mohamad-hoseyni.jpg



خوانش شعري از سمانه نائيني


کبوتر بچه کرده، کاش بودی و می­دیدی!
(اگر در این خوانش به ایرادات اولیه­ی شعر پرداخته نشده زیاد تعجب نکنید حتماً حکمت خدا اين­طور اقتضا می­کرده) 
وقتی مصرع اول این شعر را خواندم با خودم گفتم: چه ایده­ی جالبی! راوی این شعر برده­ای است که نه­تنها از برده بودنش دلخور نیست بلکه حتّي فکر می­کند این بردگی خیلی هم با­شکوه است


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ پنجشنبه 3 دي 1388 - 04:10:05 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - الهام میزبان
mizban.jpg


مثل سیگار نیمه خاموشی
زیر كفشی كه بعد با عجله
روی سكـّو دویده سمت قطار
: واگن چار؟
_ بدو همین بغله


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 05:32:42 | خواندن/ارسال نظرات: 2 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - اصغر معصومی

asghar-masoomi.jpg

بازار فیلم... آخر شب... بچّه­های بد...
فیلمی که زندگی تو را پخش می­کند
فیلمی که مست کرده تو را، پشت این سکانس
یک چاه نفت را... ته یک قوطی گرانس!!



[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 05:24:10 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - مهدی معارف
maaref.jpg


چشم­های تو را شکار شدم
و به این راحتی، دچار شدم
باخت یا باخت، مسأله این بود
وارد بازی قمار شدم



[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 05:14:14 | خواندن/ارسال نظرات: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - محمد شعبانی
shabani.jpg


مترو، پیاده رو، اتوبان... انفجار تن
در این معادلات مزخرف کجاست «من»؟
اسلام و غرب، راه فروید و مطهری
طرْفی نبسته اند برای نجات زن!


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 05:07:03 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - حمید سهرابی
sohrabi.jpg


باد می­آید از سرم بیرون، می­خزد لابه­لای فرفره­ام
لرزه می­افتد از سر تختم تا ته میله­های پنجره­ام
فرفره چرخ می­زند من را دور تا دور این اتاقک زشت
طبق معمول می­رسند سریع دشمنانی که...
[در محاصره­ام!]


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 04:48:00 | خواندن/ارسال نظرات: 1 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - طاهره کوپالی



koopali_tahere.jpgدرست مثل خودم غمگین
درست مثل خودم خسته
سوار یک «اتوبوس پیر»
به رشت می­روم آهسته


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 04:40:29 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر- محمدرضا شالبافان
shalbafan_mohamadreza.jpg 


«پشت پرده (صحنه) دست­های زیادی خسته شده­اند
یا
قرار ملاقات پشت سعدیه»
به سمت و سوی صدایی که هی دراز نمی­شد
که کوک سینه­ی تو یک دقیقه...
باز نمی­شد
که سینه­های تو این ماجرا ادامه ندارد
که ماجرای تو چرخید و شکل...
باز نمی­شد


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 04:28:19 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
شعر - محسن عاصی



aasi_mohsen.jpgمیکروفون جیغ می­شود از من
بین مستی و رقص کاباره
من سرم درد می­کند آقا
بوسه­ی نانجیب خمپاره


[ ادامه مطلب ]
نویسنده : سردبیر در تاریخ چهارشنبه 2 دي 1388 - 04:05:43 | خواندن/ارسال نظرات: 0 | ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ
هرگونه کپی برداری از این سایت در صورت دادن لینک مشگلی ندارد
Designed by R@iny
Powered By Persian E107 © 2005-2009